آنچه که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم اتفاق افتاد فرای انتظار هر تحلیل گر سیاسی و جریانات سیاسی بود. میلیون ها شهروند معترض به نتیجه انتخابات خودشوش به خیابانها آمدند و اعتراض خود را به حاکمیت مستقر نشان دادند.
اینبار نه حکومت با خرج هزینه های گزاف و تبلیغات بسیار این شهروندان را به خیابان ها کشانده بود و نه جریانات سیاسی منتقد پرچمدار و راهبر این اعتراضات شده بودند.
اما چه عاملی باعث شد جامعه آنچنان به خروش بیاید و اینگونه واکنش نشان بدهد؟ به چه دلیل عطش حق طلبی جامعه همچنان فروکش نکرده است؟
شاید بتوان مدعی شد همه این رخداد ها به یک علت بروز یافته است: عدم اقنای باور و وجدان عمومی. جامعه احساس می کند به اعتمادش به حاکمیت خیانت شده است.
جامعه احساس می کند بیش از آنکه فکر می کرده ، حاکمیت برای ماندن در قدرت حاضر به عبور از همه قید و بند هاست. حاکمیتی که برای خود جایگاه مالکیت بر جامعه قائل شده و شهروندان را به چشم بندگان می بیند.
رهبر ایران ، آیت الله خامنه ای دو حرکت اشتباه استراتژیک را در این ماجرا مرتکب شد. و حتی می توان مدعی بود این دو رفتار و گفتار عامل افزایش تشنجات و موجب ریخته شدن خون صدها تن از شهروندان این کشور بود.
اول تبریک پیش از موعد و قبل از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان و رسیدگی به شکایات که حجت را بر همگان تمام نمود که تغییری در نتایج حاصل نخواهد شد.
دوم سخنان ایشان در نمازجمعه 29 خرداد ماه که بجای دلجویی از معترضان و پوزش از خطایی که در تایید پیش از موعد انتخابات مرتکب شده اند ، با تحقیر معترضان ، به تحریک احساسات هواداران خود پرداختند.
نتیجه این اشتباهات ادامه اعتراضات مردمی بود. اعتراضاتی که همچنان نیز ادامه دارد. اما حادثه ای دیگر در شرف وقوع است. شرایطی در حال شکل گیری است که راهی بی بازگشت را رقم خواهد زد.
فشار برای لغو نمازجمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی و لغو مراسم احیای حرم امام خمینی وهمچنین لغو مراسم سالگرد شهید قدوسی در اعتراض به خشونت های اخیر از جمله واکنشهایی است که جامعه نسبت به حاکمیت از خود بروز می دهد.
این اعتراضات آنچنان در حال فراگیر شدن است که گرچه ممکن است به این زودی ها شاهد تظاهرات چند ده هزار نفره در خیابانها نباشیم اما این واکنش ها اعتبار حاکمیت را به شدت خدشه دار و پایه های حکومت را سست خواهد نمود.
آیت الله خامنه ای ، در جایگاه رهبر ایران پس از امام خمینی (ره) دچار اشتباهات متععدی بوده است. که این اشتباهات طبیعی است و انسان جایز الخطا.
اما اشتباهات مهلک ایشان در چند ماه اخیر بسیاری را بر ان داشت تا از مجلس خبرگان رهبری بخواهند عملکرد رهبری را مورد بازبینی جدی و نقادانه قرار دهند.
اتفاقی که با توجه به ترکیب این مجلس اگر محقق نگردد مطمئنا به شکل دیگری بحران رهبریت خردمند و مدبر حل و فصل خواهد شد.
کی شود دریا به پوز سگ نجس!!؟ مزدور بی همه چیز فکر کردی کی هستی که اشتباهات پیدا میکنی!!؟ گنده تر از تو هم نتونستن درایت بی بدیل رهبری تو اوضاع بعد از انتخابات رو حاشا کنن ، تو که جوجه ای!