درباره کمپین برای مجید توکلی و حجاب برسر کردن مردان در ایران در سایر کشورها زیاد گفتند و نوشتند. فیس بوک هم پر شده از عکس ها و ویدئو کلیپ هایی در این زمینه که مردانی با حجاب و نوشته هایی که "من مجیدم" و یا حجاب اجباری لغو باید بشود. ماجرا را دیگر این روزها همه می دانیم ولی جنبه هایی از قضیه هست که زیاد مورد توجه قرار نگرفته شده اند.
این کمپین از طرف هر کسی با هر نیتی که برپا شده بود و یا اگر خود جوش بود نکات جالب دارد که می شود اینجا مختصر به آنها پرداخت ولی این میان بازهم شیرین عبادی در حمایت از اسلام و حجاب و تحقیر زن توسط اسلام دست به قلم برده و تبلیغاتش را علم کرده است.
ابتدا اشاره ای به کمپین من مجید هستم با مردان محجب بپردازیم و نکاتی را مطرح می کنیم. ابتدا باید دید منظور و هدف از حجاب و سیاست حجاب اسلامی از طرف حکومت چیست؟ یکی از جنبه های حجاب اجباری اسلامی جدا کردن زنان و مردان از هم و از این طریق اعمال بزرگترین و وسیعترین تبعیض در جامعه است.
باید زنان را از جامعه جدا کرد و به بهانه بدیهی ترین حق طبیعی هر انسانی، یعنی پوشش، آن را سرکوب کرد. مثل اینست که حکومتی بخواهد انسان ها را به دلیل نفس کشیدن سرکوب کند. اول اینکه بهانه بسیار ساده ایست و به سادگی می تواند بهانه سرکوب داشته باشد، ولی این تمام ماجرا نیست و در مقابل مردم هم برای اعاده این بدیهی ترین حقشان به پا خواهند خواست. جدا کردن زن و مرد هم یکی از مهم ترین خواص حجاب برای حکومت است. و دیگر تحمیل امری به زنان برای تحقیر آنان، برای اینکه بگوید زنان حتی حق انتخاب لباسشان را ندارند در حالیکه مردان تقریبا دارند. این دو جنبه از مهم ترین خواص حجاب اجباری برای حکومت است.
کمپین مردان محجب این دو خاصیت را بر هم زد و کلا زیر سوال برد. ضمن اینکه نقشه حکومت برای تحقیر مجید توکلی را بی خاصیت و نقش بر آب کرد و در همین گام اول خاصیت سیاسی انتشار عکس با حجاب توکلی توسط حکومت را بی خاصیت کرد ضمن اینکه در حاشیه هم کراهت حجاب را نشان داد.
برای اینکه ببینیم این کمپین چطور دوخاصیت فوق را بر هم زد مثالی می زنیم. فرض کنید در حکومت آپارتاید نژادی که اماکن عمومی برای سیاهان و سفیدان جدا بود، سفید پوستان قاعده آپارتاید را بر هم می زدند و به مکان هایی که برای سیاهان در نظر گرفته شده بود می رفتند. این همان موضوع است.
اگر در این مثال مردان را با سفید پوستان آفریقای جنوبی سابق و زنان را با سیاهان متناظر کنیم، این کار سفید پوستان یعنی بر هم زدن نظم آپارتاید نژادی و خاصیت جداسازی که برای سرکوب بود را بی اثر کردن، چرا که هدف حکومت ها از اعمال آپارتاید، جدا سازی و اجحاف است.
این جدا سازی درست است که بخشی از جامعه را هدف قرار می دهد ولی در نهایت کل جامعه را هدف سرکوب قرار می دهد، مثل ایران که همه شامل سیاست سرکوب می شوند. وقتی به زنان "بد حجاب" حمله می شود معنیش اینست که برای بدیهی ترین حقوق چنین برخوردی می شود وای به حال سرنگونی طلبی و سایر مطالبات!
وقتی مردان در کمپین مشخصی برای اعتراض به امر مشخصی حجاب بر سر می کنند یعنی تحمیل ان به زنان را قبول ندارند و مقابل آن ایستاده اند این اعلام همدردی با زنان به خاطر تحقیری ست که هر روزه از طرف حکومت می شوند نیز هست. این در یک اکسیون مشخص چنین معنی مشخصی دارد نه همیشه و همه جا.
معنیش این نیست که حجاب تحقیر نیست بلکه برعکس معنیش اینست که با وجود تحقیری که حکومت به زنان روا کرده نمی تواند مانع مبارزه برای آزادی و احقاق حقوق مردم و در درجه اول زنان و برداشتن این تحقبر بشود.
اما برسیم به خانم شیرین عبادی که باز هم دستگاه تبلیغاتیش را علم کرده تا از اسلام و حجاب دفاع کند. شیرین عبادی در مطلبی تحت عنوان " برای مردانی که زن بودن را ننگ نمیدانند " همه هنرش این بوده که زن را با چادر و دختر را با روسری یکی کند و بگوید که حجاب تحقیر نیست.
او می گوید " پسران عزیزم، فرزندان دلبندم که چادر مادر و روسری خواهرتان را ننگ ندانسته و با افتخار آن را سر کردید. " برای ایشان که اتفاقا عکس شان بی حجاب است حجاب و چادر نه تنها ایرادی ندارد بلکه اگر سر کنی افتخار هم دارد گویا. شیرین عبادی می داند این کار، یعنی بر هم زدن نظم حکومت و قوانین اسلامی ست و خطر این برهم خوردن نظم را می داند و به همین دلیل سعی می کند پاتک بزند و بگوید شما با افتخار در دفاع از دوستتان این سمبل تحقیر را پذیرفته اید. ولی روشی که استفاده می کند از خود نتیجه مهوع تر ست.
او ادامه می دهد" فرزندانم، شما با حرکت نمادین خود نه تنها از دوست دربندتان، بلکه از "زن" بودن دفاع کردید. " معنی صاف و ساده این جمله اینست که زن یعنی حجاب و حجاب است که سمبل زن بودن است. زن را در حجاب خلاصه می کنند ایشان. یعنی زن بی حجاب چیزی کم دارد. فمینیسم نوع عبادی البته بیشتر از این نیست که زن را با حجاب تداعی می کند و قول حق برابر می دهد و البته این برابری را در رساله این آخوند و آن مرجع تقلید جستجو می کند.
آفرین